شهید تهمت
رونمایی از کتاب «خط پیوند تربیت» همزمان با افتتاح خانه رشد و یادگیری رستا
پلیس مجاهد در کنار ملت مبعوث، پشتوانه امنیت و سرافرازی ایران است
کیفیت آموزشی، عدالت و هویت؛ سه اولویت اصلی سال تحصیلی جدید است
در پیچ تاریخی امروز، بصیرت، وحدت و حرکت نکردن جلوتر از رهبری ضروری است
دشمن در کنار فشارهای مختلف، به دنبال مدیریت روایتها و افکار عمومی است
دیدار امام جمعه فریدونکنار با مسئولان دفتر علامه جوادی آملی در قم؛ تأکید بر ترویج اندیشههای علمی و تفسیری این عالم برجسته
امام جمعه فریدونکنار مقابل دوربین مستند تاریخ شفاهی علامه جوادی آملیامام جمعه فریدونکنار با تأکید بر تقوا، وحدت و بصیرت، خواستار هوشیاری مردم در شرایط حساس کشور شد.
گاهی برای شناخت قدر یک انسان، باید به روزهای رفتنش رسید؛ روزهایی که هیاهوها فروکش میکند، نقابها کنار میرود و فرصت دوبارهای برای قضاوت منصفانه فراهم میشود.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر حسین تقیپور، امام جمعه فریدونکنار، امروز در آستانه خداحافظی با شهری قرار گرفته که سالها در آن به اقامه نماز جمعه، تدریس، فعالیت فرهنگی و پیگیری مسائل مردم پرداخته است.
او بنا بر توضیحی که درباره تصمیم خود ارائه کرده، از حدود یک سال پیش درخواست انتقال به شهری کوچکتر را مطرح کرده بود؛ نه برای کنارهگیری از خدمت، بلکه برای آنکه با کاستن از مسئولیتهای اجرایی، فرصت بیشتری برای فعالیتهای علمی، تدریس در سطوح عالی حوزه علمیه و دانشگاه داشته باشد.
اما آنچه در این روزها ذهنم را مشغول کرده، فقط رفتن یک امام جمعه نیست؛ سخن از حرمت انسانی است که در میان اختلافها، انتقادها و حاشیههای شهرستان، آنگونه که شایسته بود پاس داشته نشد.
تقیپور در نگاه من، دیوار میان مردم و دفتر امام جمعه را کوتاه کرد.
دفتر امامت جمعه که در گذشته برای بسیاری از شهروندان فضایی رسمی و دور از دسترس به نظر میرسید، در دوران مسئولیت او به محیطی نزدیکتر به مردم تبدیل شد. شهروندان میتوانستند مراجعه کنند، حرف بزنند، گلایه داشته باشند و حتی از خود امام جمعه انتقاد کنند.
صفوف نماز جمعه فریدونکنار نیز در تمام این سالها، به گواه مشاهدات من، جلوهای از همین ارتباط مردمی بود؛ حضوری که از روزهای آغاز مسئولیت ایشان تا روزهای پایانی، یکی از تصاویر ماندگار نماز جمعه شهرستان باقی ماند.
اما در کنار این واقعیت، نمیتوان از فضای تلخ برخی تخریبها چشم پوشید.
متأسفانه در مقاطعی شاهد فضایی بودیم که در آن، برخی فعالان رسانهای به جای مطالبه سند و حقیقت، به بازنشر اتهامات و دامن زدن به اختلافها پرداختند. عملکرد بعضی از مسئولان شهرستان نیز از نظر من با پرسشهای جدی درباره شفافیت، پاسخگویی و نحوه مواجهه با منتقدان روبهروست.
از مدیران شهری و مسئولان نهادهای مختلف باید پرسید: آیا نقد و مطالبهگری برای همه آزاد است؟ آیا تصمیمها، انتصابات و منابع عمومی به اندازه کافی شفافاند؟ و چرا در برابر ادعاها و اختلافات، همیشه گفتوگوی مستند و پاسخگویی روشن جایگاه لازم را ندارد؟
البته این پرسشها مجوز متهم کردن هیچ شخصی بدون دلیل و سند نیست. اتفاقاً تمام سخن من همین است که هیچکس، نه امام جمعه و نه هیچ مسئول دیگری، نباید قربانی قضاوتهای بیپایه شود.
و حالا نوبت اعتراف خود من است.
من نیز در مقطعی از منتقدان جدی حاجآقای تقیپور بودم. انتقادهایی داشتم، نوشتم و مواضعم را آشکارا مطرح کردم. هنوز هم معتقدم نقد منصفانه حق هر شهروند و وظیفه هر خبرنگار است.
اما امروز با بازنگری در آن روزها، احساس میکنم در برخی موارد، آن اندازه که باید مراقب پیامدهای نوشتهها و مواضعم نبودم. شاید ناخواسته زمینهای فراهم شد تا افرادی از فضای انتقاد برای تخریب و تشدید اختلافها استفاده کنند.
این سهم از مسئولیت را نمیخواهم انکار کنم.
حاجآقای تقیپور عزیز؛ استاد گرانقدرم!
افتخار شاگردی شما را در سطح سه حوزه علمیه داشتهام و حرمت علمی و اخلاقی استاد، برای من جایگاهی ارزشمند دارد.
اگر در این سالها نوشتهای، سخنی یا موضعی از جانب من موجب رنجش شما شده، یا ناخواسته به فضایی کمک کرده که در آن حرمت شما و خانواده محترمتان رعایت نشده است، صمیمانه عذرخواهی میکنم و طلب حلالیت دارم.
این عذرخواهی از سر مصلحتاندیشی نیست. همانگونه که نقد خود را در فضای عمومی مطرح کردم، امروز نیز مسئولیت اخلاقی خود را آشکارا میپذیرم؛ حتی اگر لازم باشد در همان مسجد و مقابل نمازگزاران نیز آن را بیان خواهم کرد.
سخن آخر آنکه، رفتن یک امام جمعه نباید به فرصتی برای قضاوتهای شتابزده یا تسویهحسابهای شخصی تبدیل شود.
اختلافنظرها میآیند و میروند؛ مسئولیتها تغییر میکنند و جایگاهها به افراد دیگری سپرده میشوند؛ اما حرمت انسانها و آبروی خانوادههایشان چیزی نیست که بتوان بهآسانی جبرانش کرد.
شهید تهمت، عنوانی است برای بیان همین رنج؛ رنج انسانی که از نگاه من، در کنار همه نقدهای قابل طرح درباره عملکردش، با قضاوتهایی نیز مواجه شد که انصاف و حرمت انسانی در آنها رعایت نشد.
حاجآقا! اگر در حق شما کوتاهی کردم، حلالم کنید.
و امیدوارم همه ما، پیش از آنکه برای قضاوت درباره دیگران دیر شود، انصاف را دوباره به قلمها، تریبونها و رفتارهایمان بازگردانیم.