آسیبهای اجتماعی با هشدار درمان نمیشوند؛ فریدونکنار نقشه راه میخواهد
جوانان در قاب تصاویر؛ سهم نسل جدید از تصمیمگیریهای فرهنگی فریدونکنار چیست؟
روایت عاشورا در مسیر نجف تا کربلا با نمایش «در آغوش خورشید»
منتقد دلسوز، دشمن نیست؛ نقدپذیری حلقه مفقوده نماز جمعه
تریبون نماز جمعه؛ صدای مسائل واقعی فریدونکنار یا بازتاب موضوعات کلی؟
«مروارید سبز شالیزار، جهیزیهی دخترانِ مهتاب»
نماز جمعه در کنار مردم یا در حلقه مدیران؟
شورای فرهنگ عمومی فریدونکنار؛ جلسهای برای ثبت عکس یا قرارگاهی برای حل مسائل فرهنگی؟پنجم مرداد در تقویم رسمی کشور «روز نماز جمعه» نام گرفته است؛ مناسبتی که میتواند علاوه بر تجلیل از جایگاه نماز جمعه، فرصتی برای ارزیابی نقش این نهاد در مواجهه با مسائل واقعی جامعه باشد.
یکی از مهمترین آزمونهای هر نهاد فرهنگی، نوع مواجهه آن با آسیبهای اجتماعی است؛ آسیبهایی که نمیتوان آنها را فقط با سخنرانی، توصیه اخلاقی، هشدار عمومی، نصب بنر یا برگزاری چند برنامه مناسبتی کاهش داد.
اعتیاد، طلاق، خشونت خانوادگی، ترک تحصیل، بیکاری جوانان، فقر، حاشیهنشینی، کاهش امید اجتماعی، تنهایی سالمندان، مشکلات روانی، نزاع، آسیبهای فضای مجازی و فرسایش اعتماد عمومی، پدیدههایی پیچیدهاند. هرکدام ریشههای اقتصادی، خانوادگی، فرهنگی، آموزشی و مدیریتی دارند و برای مقابله با آنها باید داده جمعآوری کرد، مسئله را بهدرستی شناخت، گروههای در معرض خطر را شناسایی کرد و برنامهای هماهنگ، تخصصی و قابل ارزیابی به اجرا گذاشت.
در آستانه روز نماز جمعه، یک پرسش روشن باید از رئیس شورای فرهنگ عمومی فریدونکنار مطرح شود:
شورای فرهنگ عمومی و نهاد امامت جمعه شهرستان در یک سال گذشته برای شناسایی، پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی چه برنامه مشخص و قابل سنجشی اجرا کردهاند؟
مطالبه از شورای فرهنگ عمومی، انتظاری خارج از وظایف این نهاد نیست.
طبق آییننامه شورای فرهنگ عمومی شهرستان، این شورا باید معضلات و ویژگیهای فرهنگی موجود در جامعه شهری و روستایی را بررسی و برای رفع آنها راهکار ارائه کند. همچنین موظف است گزارش سالانهای از وضعیت فرهنگ عمومی شهرستان تهیه کند، دستگاههای دولتی و غیردولتی را هماهنگ سازد، تصمیمات شورا را از طریق الزام مدیران اجرایی کند و مصوبات را مورد پیگیری قرار دهد. ریاست این شورا نیز بر عهده امام جمعه شهرستان است.
بنابراین، نقش شورای فرهنگ عمومی نباید به دعوت چند مدیر، شنیدن گزارش دستگاهها و تصویب عباراتی کلی مانند «لزوم فرهنگسازی»، «ضرورت همکاری دستگاهها» یا «تأکید بر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی» محدود شود.
مردم از این شورا حق دارند بپرسند:
در فریدونکنار چه آسیبهایی در اولویت قرار گرفتهاند؟
این اولویتها بر اساس کدام پژوهش، آمار یا مطالعه میدانی تعیین شدهاند؟
کدام محلات، گروههای سنی و خانوادهها نیازمند مداخله فوریاند؟
برای هر آسیب، کدام دستگاه مسئول شناخته شده است؟
چه بودجه، زمانبندی و شاخصی برای اجرای برنامهها تعیین شده است؟
و در پایان، کدام اقدام توانسته است وضعیت را بهبود دهد؟
تا زمانی که پاسخ روشنی برای این پرسشها وجود نداشته باشد، عبارت «مقابله با آسیبهای اجتماعی» بیشتر یک شعار اداری است تا یک برنامه اجرایی.
یکی از ضعفهای اساسی در مواجهه با آسیبهای اجتماعی، تصمیمگیری بدون داده است.
گاهی مسئولان بر اساس مشاهدات شخصی، گزارشهای شفاهی یا چند پرونده موردی، درباره وضعیت کل شهرستان نتیجهگیری میکنند. سپس برنامهای عمومی برای همه مردم اجرا میشود؛ برنامهای که مشخص نیست دقیقاً کدام مسئله را هدف گرفته و قرار است چه تغییری ایجاد کند.
بدون آمار و پژوهش، نمیتوان فهمید کدام آسیب در حال افزایش است، کدام گروه بیشترین خطر را دارد و منابع محدود شهرستان باید در چه حوزهای هزینه شود.
آیا مسئله اصلی نوجوانان فریدونکنار ترک تحصیل است یا ضعف امید به آینده؟
آیا خانوادهها بیشتر به مشاوره ازدواج نیاز دارند یا خدمات پس از بروز اختلاف؟
آیا اعتیاد در گروه سنی یا محله مشخصی تمرکز بیشتری دارد؟
آیا سالمندان تنها و خانوادههای نیازمند شناسایی شدهاند؟
آیا میان بیکاری، مهاجرت جوانان و افزایش برخی آسیبها ارتباطی وجود دارد؟
پاسخ این پرسشها با حدس، خطابه یا گزارش روابط عمومی به دست نمیآید. شهرستان به یک اطلس بومی آسیبهای اجتماعی نیاز دارد؛ گزارشی که بر اساس دادههای معتبر، پژوهش میدانی و اطلاعات نهادهای مسئول تهیه و بهصورت دورهای بهروزرسانی شود.
گزارش رسمی دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی کشور نیز بر ایجاد پایگاه تحلیل دادههای فرهنگی، رصد و سنجش مستمر شاخصهای فرهنگ عمومی، استفاده از متخصصان و تشکیل کارگروههای علمی و مشورتی تأکید کرده است. همین گزارش، ضعف برخی شوراهای استانی و شهرستانی در محتوا و اجرا و نبود نقشه راه بلندمدت را از آسیبهای ساختاری شوراها دانسته است.
پرسش اینجاست که شورای فرهنگ عمومی فریدونکنار برای عبور از این ضعفها چه کرده است؟
آییننامه، شورای فرهنگ عمومی را موظف به ارائه گزارش سالانه از وضعیت فرهنگ عمومی شهرستان کرده است.
این گزارش، اگر تهیه شده، باید به پرسشهای مشخصی پاسخ دهد:
مهمترین آسیبهای فرهنگی و اجتماعی شهرستان چیست؟
وضعیت هر آسیب در مقایسه با سال گذشته چه تغییری کرده است؟
چه برنامههایی اجرا شدهاند؟
چه تعداد از گروههای هدف تحت پوشش قرار گرفتهاند؟
هزینه اجرای برنامهها چقدر بوده است؟
کدام برنامه موفق و کدام برنامه کماثر بوده است؟
چه دستگاهی به وظیفه خود عمل نکرده است؟
و برای سال آینده چه اولویتهایی تعیین شدهاند؟
اگر چنین گزارشی وجود دارد، چرا در اختیار افکار عمومی، رسانهها، پژوهشگران و مؤسسات فرهنگی شهرستان قرار نمیگیرد؟
اگر گزارش تهیه نشده است، شورای فرهنگ عمومی چگونه میتواند ادعا کند وضعیت فرهنگ عمومی و آسیبهای اجتماعی شهرستان را بهصورت دقیق میشناسد؟
و اگر گزارشی تهیه شده اما فاقد داده، شاخص و ارزیابی نتیجه است، آیا میتوان آن را یک گزارش عملکرد واقعی دانست؟
در بخش عمومی قابل مشاهده کانال رسمی نهاد امامت جمعه، نمونههایی از دیدار با مددجویان، دلجویی از سالمندان و همراهی با نهادهای حمایتی دیده میشود. این اقدامات انسانی و ارزشمندند و میتوانند بخشی از مسئولیت اجتماعی دفتر امام جمعه باشند. خود کانال نیز اعلام کرده که برای گزارش دیدارها، رویدادها، خطبهها و رسیدگی به امور مردمی فعالیت میکند.
اما باید میان «کمک به فرد آسیبدیده» و «پیشگیری از تولید و گسترش آسیب» تفاوت گذاشت.
اهدای بسته حمایتی، دیدار با یک مددجو یا کمک به یک خانواده گرفتار، ممکن است بخشی از مشکل آن خانواده را کاهش دهد؛ اما بهتنهایی مانع گسترش فقر، اعتیاد، خشونت یا ترک تحصیل در شهرستان نمیشود.
کمک موردی ضروری است، اما سیاست اجتماعی نیست.
برای پیشگیری باید پرسید چرا خانوادهای به این مرحله رسیده است؛ چه دستگاهی باید زودتر مداخله میکرد؛ چه خلأیی در آموزش، اشتغال، حمایت اجتماعی یا مشاوره وجود داشته و چگونه میتوان از تکرار این وضعیت برای دیگر خانوادهها جلوگیری کرد.
نهاد نماز جمعه میتواند علاوه بر حمایت از افراد آسیبدیده، دستگاههای مسئول را وادار کند درباره علتها و راههای پیشگیری پاسخ دهند.
در بسیاری از سخنرانیها، مفهوم آسیب اجتماعی به رفتار مردم محدود میشود؛ گویی تمام مشکل از انتخابها، پوشش، روابط، استفاده از فضای مجازی یا ضعف باورهای فردی شهروندان ناشی میشود.
اما آسیب اجتماعی میتواند محصول ضعف مدیریت، تبعیض، بیکاری، فساد اداری، بیپاسخماندن مطالبات، نبود امکانات فرهنگی و ورزشی، ناکارآمدی نظام حمایتی یا اجرا نشدن قوانین نیز باشد.
جوانی که فرصت شغلی و امکان فعالیت سالم ندارد، فقط به توصیه اخلاقی نیازمند نیست.
خانوادهای که توان پرداخت هزینه مشاوره را ندارد، با یک سخنرانی درباره تحکیم خانواده از بحران خارج نمیشود.
نوجوانی که محیط مناسبی برای تفریح، ورزش و فعالیت فرهنگی ندارد، تنها با هشدار درباره آسیبهای فضای مجازی از تلفن همراه فاصله نمیگیرد.
زنی که با خشونت خانوادگی روبهروست، به مسیر امن، حمایت حقوقی، مشاوره تخصصی و امکان دسترسی به خدمات نیاز دارد.
و فردی که گرفتار اعتیاد شده، علاوه بر نصیحت، به درمان، بازتوانی، حمایت خانواده و فرصت بازگشت به زندگی اجتماعی نیازمند است.
فرهنگسازی زمانی مؤثر است که در کنار خدمات تخصصی، عدالت اجتماعی، حمایت اقتصادی و پاسخگویی مدیریتی قرار گیرد.
آسیبهای اجتماعی حوزهای تخصصیاند. برای بررسی آنها باید از روانشناس، مشاور، مددکار اجتماعی، جامعهشناس، پزشک، معلم، پژوهشگر، قاضی، پلیس، فعال رسانهای و نمایندگان گروههای درگیر با مسئله استفاده کرد.
آییننامه شورای فرهنگ عمومی اجازه تشکیل کارگروههای کارشناسی و دعوت از افراد مرتبط با موضوع را داده است. همچنین حضور شخصیتهای فرهنگی، نماینده رسانه و مسئولان دستگاههای مختلف در ترکیب شورا پیشبینی شده است.
اکنون باید پرسید:
در یک سال گذشته چند کارگروه تخصصی درباره آسیبهای اجتماعی در فریدونکنار تشکیل شده است؟
چه متخصصانی در آن حضور داشتهاند؟
آیا افراد بر اساس تخصص انتخاب شدهاند یا صرفاً بهدلیل جایگاه اداری و ارتباط سازمانی دعوت شدهاند؟
آیا مؤسسات فرهنگی و اجتماعی غیردولتی فرصت ارائه طرح داشتهاند؟
آیا معلمان، مشاوران مدارس، روانشناسان، فعالان حوزه اعتیاد، خبرنگاران و نمایندگان محلات پرمسئله شنیده شدهاند؟
و مهمتر از همه، نتیجه این جلسات چه بوده است؟
تشکیل کارگروه زمانی ارزش دارد که مسئله مشخصی را بررسی کند، راهکاری اجرایی ارائه دهد و نتیجه آن قابل اندازهگیری باشد. کارگروهی که فقط چند بار تشکیل جلسه دهد و در نهایت چند توصیه کلی صادر کند، چیزی بر ظرفیت شهرستان نمیافزاید.
روز مبارزه با مواد مخدر، هفته بهزیستی، هفته سلامت روان، روز خانواده و دیگر مناسبتها میتوانند فرصتهایی برای آگاهیبخشی باشند؛ اما آسیب اجتماعی فقط در مناسبتهای تقویمی وجود ندارد.
برگزاری همایش، مسابقه، نمایشگاه، سخنرانی یا توزیع بروشور ممکن است آگاهی محدودی ایجاد کند، اما برای تغییر پایدار کافی نیست.
یک برنامه پیشگیرانه باید:
گروه هدف مشخص داشته باشد؛
بر اساس مسئله واقعی شهرستان طراحی شود؛
از متخصصان استفاده کند؛
برای مدت معینی ادامه پیدا کند؛
نتیجه آن پیش و پس از اجرا سنجیده شود؛
و گزارشی شفاف از اثر آن منتشر شود.
برای مثال، اگر برنامهای با هدف کاهش آسیبهای نوجوانان اجرا شده است، باید مشخص باشد چند مدرسه، چند دانشآموز و چند خانواده در آن مشارکت کردهاند؛ چه محتوایی ارائه شده؛ چه تغییری در دانش، نگرش یا رفتار مخاطبان ایجاد شده و آیا برنامه قابل تکرار و توسعه است.
صرف انتشار خبر «برگزاری کارگاه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی» چیزی درباره کیفیت یا نتیجه آن به مردم نمیگوید.
شورای فرهنگ عمومی خود مجری همه برنامههای اجتماعی نیست. اداره بهزیستی، آموزشوپرورش، شبکه بهداشت، نیروی انتظامی، دادگستری، فرمانداری، شهرداری، کمیته امداد، اداره ورزش و جوانان، فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمانهای مردمنهاد، هرکدام بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند.
اما رئیس شورای فرهنگ عمومی میتواند این دستگاهها را دور یک میز جمع کند، از آنها برنامه بخواهد، مسئولیتها را تقسیم کند و اجرای مصوبات را پیگیری نماید.
طبق آییننامه، برنامهریزی برای هماهنگی دستگاهها و اجراییکردن تصمیمات شورا از طریق الزام مدیران، از وظایف شورای فرهنگ عمومی شهرستان است.
بنابراین کافی نیست در پایان جلسه اعلام شود «همه دستگاهها باید پای کار باشند».
باید روشن باشد:
کدام دستگاه؟
برای انجام چه کاری؟
تا چه تاریخی؟
با چه میزان اعتبار؟
با کدام شاخص ارزیابی؟
و با چه ضمانتی برای پاسخگویی؟
اگر دستگاهی به وظیفه خود عمل نکرد، رئیس شورا باید آن را اعلام و مطالبه کند. سکوت در برابر کمکاری دستگاهها با رسالت مطالبهگری نماز جمعه سازگار نیست.
تریبون نماز جمعه میتواند در کاهش آسیبهای اجتماعی نقش مهمی ایفا کند؛ اما این نقش نباید فقط به هشدار درباره پیامدها یا توصیه به خانوادهها محدود شود.
امام جمعه میتواند از تریبون خود برای مطالبه خدمات تخصصی، حمایت از آسیبدیدگان، شکستن انگ اجتماعی، دعوت مردم به مراجعه به مشاور و مطالبه پاسخگویی مدیران استفاده کند.
برای مثال، بهجای آنکه فرد گرفتار اعتیاد فقط بهعنوان خطاکار معرفی شود، میتوان بر ضرورت درمان، حمایت از خانواده و بازگشت او به جامعه تأکید کرد.
بهجای سرزنش خانوادههایی که با بحران طلاق روبهرو هستند، میتوان از مسئولان خواست خدمات مشاورهای در دسترس و ارزان فراهم کنند.
بهجای هشدار صرف به نوجوانان درباره فضای مجازی، میتوان امکانات فرهنگی، ورزشی و آموزشی جذاب مطالبه کرد.
و بهجای سخن گفتن کلی درباره امید، میتوان از دستگاهها خواست دلایل واقعی ناامیدی جوانان را کاهش دهند.
تریبون نماز جمعه زمانی اثرگذار است که هم مردم را به مسئولیت فردی دعوت کند و هم ساختارهای مدیریتی را بابت وظایف اجرانشده مورد سؤال قرار دهد.
فعالان فرهنگی، پژوهشگران و مؤسسات اجتماعی شهرستان میتوانند ظرفیت بزرگی برای مقابله با آسیبهای اجتماعی باشند.
آنان ممکن است بهدلیل ارتباط مستقیم با مردم، مسائل را زودتر از مدیران مشاهده کنند و برای آنها پیشنهادهایی عملی داشته باشند. شورای فرهنگ عمومی باید برای دریافت، ثبت، بررسی و پاسخگویی به این طرحها سازوکاری روشن ایجاد کند.
هیچ نهادی موظف نیست هر طرحی را بپذیرد؛ اما موظف است پیشنهادهای تخصصی را مطالعه کند، برای بررسی به افراد صاحبنظر بسپارد و نتیجه را همراه با دلیل به پیشنهاددهنده اعلام کند.
بیپاسخماندن طرحها، فعالان اجتماعی را دلسرد میکند و این تصور را به وجود میآورد که حلقه بسته مدیران، بیش از تخصص و تجربه میدانی اهمیت دارد.
دفتر امام جمعه میتواند سامانهای ساده برای ثبت پیشنهادها ایجاد کند و هر سه ماه گزارشی منتشر سازد:
چند طرح دریافت شد؟
چند طرح بررسی شد؟
چند طرح مورد پذیرش قرار گرفت؟
کدام دستگاه مسئول اجرای آن شد؟
و طرحهای ردشده به چه دلیل کنار گذاشته شدند؟
این حداقل احترام به ظرفیتهای مردمی است.
پنجم مرداد فرصتی است تا رئیس شورای فرهنگ عمومی فریدونکنار بهجای بیان چند جمله کلی درباره اهمیت مسائل فرهنگی، گزارشی روشن به مردم ارائه دهد:
مهمترین آسیبهای اجتماعی فریدونکنار کداماند؟
این اولویتها بر اساس چه دادهای تعیین شدهاند؟
آیا اطلس آسیبهای اجتماعی شهرستان تهیه شده است؟
چند جلسه و کارگروه تخصصی تشکیل شده است؟
چه متخصصان و مؤسسات مستقلی در آن مشارکت داشتهاند؟
چه مصوباتی تصویب شده است؟
مسئول اجرای هر مصوبه کدام دستگاه است؟
چه میزان بودجه اختصاص یافته است؟
کدام برنامهها اجرا شدهاند؟
نتیجه قابل سنجش آنها چیست؟
چه دستگاههایی به تعهدات خود عمل نکردهاند؟
و برنامه یکساله آینده چیست؟
کانال رسمی نهاد امامت جمعه که برای انتشار رویدادها، رویکردها و رسیدگی به امور مردمی ایجاد شده، میتواند محل انتشار همین گزارشها باشد؛ نهفقط تصویری از جلسه، بلکه متن مصوبات، مسئول هر اقدام، زمان اجرا و نتیجه نهایی.
آسیبهای اجتماعی با چند توصیه و تذکر از میان نمیروند.
مردم بارها شنیدهاند که اعتیاد بد است، خانواده اهمیت دارد، جوانان باید امیدوار باشند و مسئولان باید همکاری کنند. مسئله امروز کمبود جملههای درست نیست؛ کمبود برنامه دقیق، اجرای منسجم و گزارش نتیجه است.
شورای فرهنگ عمومی باید از مرحله توصیف مشکلات عبور کند.
باید مسئله را اندازه بگیرد، اولویتبندی کند، متخصصان را به میدان بیاورد، وظایف دستگاهها را مشخص سازد، بودجه و زمان تعیین کند و در نهایت نتیجه را به مردم گزارش دهد.
امام جمعه نیز بهعنوان رئیس شورا، مسئول درمان مستقیم همه آسیبهای اجتماعی نیست؛ اما از او انتظار میرود اجازه ندهد جلسات بدون نتیجه پایان یابند، طرحهای تخصصی بیپاسخ بمانند و مدیران کمکار از پاسخگویی فرار کنند.
پرسش پایانی این یادداشت روشن است:
در برابر آسیبهای اجتماعی فریدونکنار، چه چیزی جز هشدار، سخنرانی، جلسه و توصیه عمومی تولید شده است؟
اگر برنامهای عملیاتی، پژوهشی معتبر و نتیجهای قابل سنجش وجود دارد، باید شفاف در اختیار مردم قرار گیرد.
اگر چنین برنامهای وجود ندارد، پنجم مرداد باید نقطه آغاز تدوین یک نقشه راه واقعی باشد؛ نقشهای که در آن آسیبهای اجتماعی نه موضوعی برای سخنرانی، بلکه مسئلهای برای شناخت، پیشگیری، اقدام و پاسخگویی باشد.