سنگ تمام فریدونکناریها در جشن بزرگ یلدا!
سید محمدعلی تقوی «ناشر برتر» مازندران شد
در فضیلت گفتگو و رسالت انصاف؛ روایتی از یک نقد و یک پاسخ
کیفرخواست پرونده اعضای شورای شهر و شهرداری فریدونکنار صادر شد
درخشش هنرمند جوان فریدونکناری با تابلوفرشهای کالیگرافی و طرحهای اصیل ایرانی
بحران در شورای شهر فریدونکنار؛ فلج شدن شورا و زیر پا گذاشتن رأی مردم
رونمایی از کتاب «زنگ زندگی» در دبستان شاهد شهید جهانیان
آغاز عملیات اگوکشی در میدان درنای فریدونکنار برای کاهش آبگرفتگی معابرسیام اردیبهشتماه در تقویم جمهوری اسلامی ایران، تنها یک یادآوری تقویمی نیست، بلکه فراخوانی است هوشمندانه برای بازگشت به اصالتهایی که کالبد جامعه را از گزند زوال و انحطاط مصون میدارد. در این روز که به نام «روز ملی جمعیت» مزین گشته، شایسته است که پژوهشگران معارف اسلامی و دغدغهمندان تمدن نوین الهی، با نگاهی ژرف و نقادانه، نسبت میان «ایمان» و «بقای نسل» را بازخوانی کنند. حیات انسان، از منظر قرآن کریم، امانتی الهی و نفخهای از روح قدسی است که در ظرف زمان جاری گشته تا زمین را به نور توحید آباد سازد. حقتعالی در کتاب حکیم، بقای نسل را از بزرگترین نعمات خویش برشمرده و میفرماید: «وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ منْ أَنْفُسکُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَکُمْ منْ أَزْوَاجکُمْ بَنینَ وَحَفَدَهً وَرَزَقَکُمْ منَ الطَّیّبَات» (سوره نحل، آیه ۷۲). این آیه شریفه، پیوندی ناگسستنی میان زوجیت، فرزندی و رزق طیب برقرار میکند و نشان میدهد که خانواده، هسته مرکزی شجرهای است که شاخسار آن تا ملکوت قد کشیده است.
نقد نخست بر انگارههای معاصر، متوجه کسانی است که خانواده را صرفاً از منظر «کارکرد اقتصادی» یا «لذتگرایی فردی» مینگرند. در تمدن مادی، فرزند به عنوان یک «کالا» یا «هزینه» تعریف میشود که با رفاه آنی والدین در تعارض است. اما در مکتب تشیع، فرزندآوری نه یک فرآیند بیولوژیک محض، بلکه یک «جهاد وجودی» و تلاشی برای تکثیر بندگی در پهنه گیتی است. علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان، بقای نوع انسان را غایت طبیعی و تکوینی نکاح دانسته و معتقد است که هرگونه مانعتراشی در مسیر این غایت، در حقیقت ستیز با نظام خلقت و سنت الهی است [۱]. ایشان تأکید دارند که جامعهای که از تکثیر نسل سرباز میزند، در واقع به نوعی خودکشی تدریجی دست یازیده و پیوند خود را با آینده تاریخ گسسته است. از این رو، کاهش جمعیت در بلاد اسلامی، بیش از آنکه بحرانی اقتصادی باشد، نشانهای از یک «بحران معنا» و تزلزل در جهانبینی توحیدی است.
یکی از چالشهای جدی در مسیر فرزندآوری، ترس از فقر و تنگناهای معیشتی است که ریشه در ضعف توکل دارد. قرآن کریم با بیانی قاطع، این واهمه را از القائات شیطان شمرده و به صراحت میفرماید: «الشَّیْطَانُ یَعدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بالْفَحْشَاء وَاللَّهُ یَعدُکُمْ مَغْفرَهً منْهُ وَفَضْلًا» (سوره بقره، آیه ۲۶۸). در حقیقت، ممانعت از تولد فرزند به بهانه فقر، تکرار جاهلیت مدرن است که تنها صورت آن تغییر یافته است. امام صادق (ع) در روایتی تکاندهنده، ترک ازدواج و فرزندآوری به جهت ترس از فقر را سوءظن به پروردگار دانسته و آن را نکوهش کردهاند [۲]. این سوءظن، ریشه در نگرشی دارد که رزق را تنها در محاسبات ریاضی و درآمدهای مادی جستجو میکند، در حالی که در منطق وحی، هر میهمان تازهای که به بساط خلقت قدم میگذارد، رزق مقسوم خویش را به همراه میآورد و بلکه سبب گشایش در رزق والدین نیز میگردد.
جامعه امروز ما نیازمند نقد ساختارشکنی است که به نام «روشنفکری»، مادری را به حاشیه رانده و آن را با خانهنشینی و عقبماندگی مترادف ساخته است. شهید مطهری در آثار گرانسنگ خود، با دقتی فیلسوفانه به تبیین نقش محوری زن در کانون خانواده پرداخته و بر این باور است که مادری، عالیترین تجلی ایثار و عشق خالق به مخلوق است. ایشان معتقدند که زن با پذیرش نقش مادری، نه تنها از مسیر تکامل خارج نمیشود، بلکه در عالیترین سطح مجاهدت انسانی قرار میگیرد که هیچ فعالیت اجتماعی دیگری نمیتواند جایگزین آن شود [۳]. نقد وارد بر نظامهای آموزشی و فرهنگی ما این است که نتوانستهاند قداست مادری را در توازن با فعالیتهای اجتماعی تبیین کنند؛ به گونهای که زن امروز، میان «هویت مادری» و «هویت اجتماعی» خود احساس تضاد میکند. این تضاد کاذب، ثمرهی نفوذ تفکرات فمینیستی است که زن را از فطرت خویش دور کرده و او را به رقیبی برای مرد در عرصههای مادی بدل نموده است.
در سیره معصومین (ع)، کثرت اولاد همواره به عنوان یک ارزش و مایه مباهات نگریسته شده است. رسول خدا (ص) نه تنها به کثرت امت خویش در قیامت افتخار میکنند، بلکه حتی فرزندانی را که در شکم مادر از دنیا میروند (سقط میشوند)، مایه شفاعت و برکت میدانند [۴]. علامه مجلسی در بحارالانوار، روایات متعددی را در باب کرامت فرزندآوری نقل کرده که نشان میدهد وجود فرزند در خانه، مایه طرد شیاطین و جلب ملائکه است [۵]. این نگاه ملکوتی به حضور فرزند، در تضاد کامل با نگاه سرد و بیروح حاکم بر جوامع غربی است که حیوانات خانگی را جایگزین فرزندان کردهاند. این استحاله فرهنگی، هشداری بزرگ برای جامعه ماست؛ چرا که با پیر شدن جمعیت، نه تنها قدرت دفاعی و اقتصادی تضعیف میشود، بلکه عاطفه و محبت که بنمایه پیوندهای اجتماعی است، خشکیده خواهد شد.
پیشنهاد محوری برای برونرفت از این وضعیت، اصلاح نظام ارزشی جامعه است. دولتها و نهادهای حاکمیتی اگرچه موظف به تسهیل معیشت و فراهم آوردن زیرساختهای رفاهی هستند، اما ریشه اصلی حل بحران جمعیت در «فرهنگسازی» است. باید این باور در ذهن جوانان نهادینه شود که فرزند، نه یک «مانع» برای پیشرفت، بلکه بزرگترین «انگیزه» برای رشد و شکوفایی است. در نهجالبلاغه، امیرالمؤمنین علی (ع) در توصیفی زیبا، فرزند را پارهای از وجود پدر میخوانند که گویی خود اوست [۶]. این یگانگی وجودی، به معنای تداوم آرمانها و ارزشهای یک نسل در نسل بعدی است. جامعهای که نسل جوان ندارد، جامعهای بدون آرزو و بدون آینده است.
نکتهی مغفول دیگر در سیاستگذاریهای جمعیتی، غفلت از «ابعاد تربیتی» و «کیفیتبخشی معنوی» به نسل است. کمیت و کیفیت در منطق دینی، نه تنها در تقابل نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. ما نیازمند نسلی هستیم که هم از نظر عددی غالب باشد و هم از نظر معرفتی، شیعهی مخلص اهلبیت (ع). این مهم محقق نخواهد شد مگر با بازگشت به الگوی زندگی اسلامی-ایرانی که در آن، خانواده بر مدار محبت، ایثار و توکل میچرخد. روز ملی جمعیت، فرصتی است تا با نگاهی منصفانه به کوتاهیهای گذشته، عهدی دوباره با آرمانهای تمدنی اسلام ببندیم و با تکیه بر وعدههای صادق الهی، خانههایمان را به نور قدوم فرزندانی که حاملان لوای توحید هستند، روشن سازیم. بیتردید، تمدنی که بتواند میان «تکنولوژی» و «تولید نسل الهی» پیوند برقرار کند، همان تمدن موعودی است که زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد.
منابع و پینوشتها:
۱. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، جلد ۴، صفحه ۱۷۹.
۲. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، جلد ۵، صفحه ۳۳۰.
۳. مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، صفحه ۵۴.
۴. طوسی، محمد بن حسن، التهذیب، جلد ۷، صفحه ۴۱۱.
۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، جلد ۱۰۱، صفحه ۷۸.
۶. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه (نامه ۳۱)، صفحه ۳۹۱.
دیدگاهتان را بنویسید