روایت عاشورا در مسیر نجف تا کربلا با نمایش «در آغوش خورشید»
منتقد دلسوز، دشمن نیست؛ نقدپذیری حلقه مفقوده نماز جمعه
تریبون نماز جمعه؛ صدای مسائل واقعی فریدونکنار یا بازتاب موضوعات کلی؟
«مروارید سبز شالیزار، جهیزیهی دخترانِ مهتاب»
نماز جمعه در کنار مردم یا در حلقه مدیران؟
شورای فرهنگ عمومی فریدونکنار؛ جلسهای برای ثبت عکس یا قرارگاهی برای حل مسائل فرهنگی؟
درخشش «حاج حسین» در گستره ملی؛ از استقبال ویژه آستان قدس رضوی تا نهادهای کلان کشوری در نمایشگاه مجازی کتاب تهران
از قاب دیدارها تا میز پاسخگویی؛ مردم از نماز جمعه «گزارش نتیجه» میخواهندنماز جمعه، اگر قرار است تریبون مطالبهگری باشد، باید پیش از هر چیز تحمل شنیدن مطالبه و نقد را داشته باشد.
نمیتوان از پشت تریبون، مدیران را به پاسخگویی فراخواند؛ اما وقتی پرسشی متوجه عملکرد دفتر امام جمعه یا شورای فرهنگ عمومی شد، منتقد را نادیده گرفت، نقد را تخریب نامید یا با سکوت از کنار آن عبور کرد.
نمیتوان از مسئولان خواست در برابر افکار عمومی شفاف باشند؛ اما درباره تعداد جلسات، مصوبات، برنامهها، هزینهها، پیگیریها و نتایج عملکرد نهادهای فرهنگی شهرستان، گزارش روشنی ارائه نکرد.
و نمیتوان از رسانهها انتظار داشت فقط سخنان، دیدارها و تصاویر مسئولان را منتشر کنند، اما درباره نتیجه عملکرد آنان پرسشی نداشته باشند.
پنجم مرداد، روز نماز جمعه، فرصت مناسبی است تا درباره یکی از مهمترین مؤلفههای اعتبار این جایگاه سخن گفته شود:
امام جمعه و دفتر وابسته به او تا چه اندازه نقدپذیرند و منتقدان فرهنگی، اجتماعی و رسانهای چه جایگاهی در ارتباط با این نهاد دارند؟
نقد مسئولان، موضوعی بیگانه با نهاد نماز جمعه نیست. شورای سیاستگذاری ائمه جمعه پیشتر اعلام کرده است که رویکرد این نهاد، «نقد منصفانه» و دفاع از حقوق مردم است و ائمه جمعه برای بیان تذکر خیرخواهانه به مسئولان نباید منتظر اجازه دستگاههای اجرایی باشند.
این رویکرد زمانی کامل و باورپذیر خواهد بود که نقدپذیری نیز در کنار نقدکردن قرار گیرد.
نقد اگر فقط از بالا به پایین باشد، دیگر گفتوگو نیست؛ نوعی داوری یکطرفه است. امام جمعه میتواند از فرماندار، مدیر اداره، وزیر یا نماینده مجلس انتقاد کند؛ اما شهروند، خبرنگار، هنرمند، معلم، پژوهشگر و فعال فرهنگی نیز باید بتواند از عملکرد امام جمعه، دفتر او و شورای فرهنگ عمومی سؤال کند.
قداست نماز جمعه نباید به سپری برای مصونماندن عملکرد اداری و اجتماعی نهادهای وابسته به آن از نقد تبدیل شود. مردم نماز جمعه را نقد نمیکنند تا جایگاه عبادت را تضعیف کنند؛ آنان درباره عملکرد اشخاص و ساختارهایی پرسش دارند که به نام این نهاد مسئولیت پذیرفتهاند.
تفاوت مهمی میان بیاحترامی و نقد وجود دارد.
توهین، تخریب شخصیت و انتساب اتهام بدون سند پذیرفتنی نیست؛ اما پرسش درباره عملکرد، مطالبه گزارش، بررسی مصوبات و نقد ضعف مدیریت، حق جامعه و رسانه است.
امام جمعه فریدونکنار در تیرماه ۱۴۰۰، در جلسه شورای فرهنگ عمومی، از غیبت و کمتوجهی برخی مسئولان انتقاد کرده بود. او تأکید داشت که جلسات شورای فرهنگ عمومی نباید به محل گزارشدهی معمول مدیران تبدیل شود؛ بلکه باید معضلات فرهنگی را بررسی کند، راهکار ارائه دهد و به مصوبهای برای رفع مشکل منتهی شود.
این سخنان، بهخودیخود مطالبهای درست و قابل دفاع است. مدیران نمیتوانند در برابر مسئولیت فرهنگی خود بیاعتنا باشند یا جلسه را با چند گزارش کلی به پایان برسانند.
اما همین معیار باید برای ارزیابی عملکرد رئیس شورا نیز به کار گرفته شود.
اگر جلسات نباید محل گزارشهای تشریفاتی باشد، آیا امروز خروجی اجرایی آنها به مردم اعلام شده است؟
اگر هر مسئله باید به راهکار و مصوبه منتهی شود، فهرست مصوبات فرهنگی شهرستان کجاست؟
اگر مدیر غایب یا کمکار باید مورد انتقاد قرار گیرد، چه سازوکاری برای ارزیابی عملکرد رئیس و دبیر شورا وجود دارد؟
اگر از مسئولان انتظار پاسخگویی میرود، دفتر امام جمعه چگونه به نقدهای فعالان فرهنگی و رسانهای پاسخ میدهد؟
نقدپذیری یعنی همان معیاری که برای دیگران به کار میبریم، درباره خود نیز بپذیریم.
اعتبار منتقدبودن امام جمعه زمانی افزایش پیدا میکند که مردم ببینند او در برابر نقدهای مستدل، بهجای رنجش، سکوت یا فاصلهگرفتن از منتقد، پاسخ روشن ارائه میدهد.
یکی از آسیبهای رایج در فضای مدیریتی این است که هر نقدی بهعنوان مخالفت شخصی، تخریب، سیاهنمایی یا دشمنی تفسیر شود.
این نگاه، راه اصلاح را میبندد.
وقتی یک خبرنگار میپرسد شورای فرهنگ عمومی چه مصوباتی داشته است، بهدنبال تضعیف فرهنگ نیست.
وقتی یک فعال اجتماعی درباره نبود برنامه مؤثر برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی سؤال میکند، الزاماً قصد تخریب مسئولان را ندارد.
وقتی یک هنرمند از بیتوجهی به ظرفیت فرهنگی شهر گلایه دارد، دشمن نهاد نماز جمعه نیست.
وقتی یک جوان میپرسد چرا صدای نسل او در خطبهها یا جلسات رسمی کمتر شنیده میشود، بیاحترامی نکرده است.
و هنگامی که شهروندی درباره نتیجه دیدارها، سخنرانیها و مصوبات سؤال دارد، ابتداییترین حق خود را مطالبه میکند.
نهادهای قوی از پرسش نمیترسند. سازمانی که عملکرد روشن و قابل دفاع داشته باشد، نقد را فرصتی برای توضیح، اصلاح و تکمیل کار خود میداند. این ساختارهای ضعیفاند که هر سؤال را تهدید تلقی میکنند.
در هر شهرستان، فعالان فرهنگی، اجتماعی و رسانهای ممکن است طرحها، پیشنهادها و گزارشهایی را برای دفتر امام جمعه یا دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی ارسال کنند.
ممکن است پیشنهادی درباره پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، ساماندهی فعالیتهای فرهنگی، حمایت از جوانان، کاهش طلاق، مبارزه با اعتیاد، تقویت رسانههای محلی یا افزایش نشاط اجتماعی ارائه شود.
پرسش این است که برای دریافت و بررسی این طرحها چه سازوکاری وجود دارد؟
آیا طرحها در دبیرخانه ثبت میشوند؟
آیا کد رهگیری یا رسیدی به پیشنهاددهنده داده میشود؟
آیا طرح برای بررسی به متخصصان مرتبط ارجاع میشود؟
آیا پیشنهاددهنده از نتیجه بررسی مطلع میشود؟
آیا دلایل پذیرش یا رد طرح بهصورت مکتوب اعلام میشود؟
یا پیشنهادها پس از تحویل، در میان نامهها و پروندههای اداری گم میشوند؟
در مواردی که فعالان فرهنگی میگویند طرح یا پیشنهادشان بیپاسخ مانده است، بهترین راه مقابله با سوءتفاهم، انتشار یک پاسخ روشن است؛ نه سکوت و نه انکار کلی.
دفتر امام جمعه میتواند اعلام کند طرح در چه تاریخی دریافت شده، چه کسی آن را بررسی کرده، نتیجه کارشناسی چه بوده و چرا اجرا شده یا نشده است.
ممکن است یک طرح از نظر مالی، قانونی یا اجرایی قابل انجام نباشد. هیچ نهادی موظف نیست هر پیشنهادی را بپذیرد؛ اما احترام به پیشنهاددهنده ایجاب میکند طرح مطالعه شود و پاسخی مشخص دریافت کند.
بیپاسخگذاشتن پیشنهادهای مکتوب، علاوه بر دلسردکردن فعالان اجتماعی، این تصور را ایجاد میکند که جلسات و ارتباطات رسمی بیش از ایدهها و تخصصهای مستقل اهمیت دارند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۴۰۳ تأکید کرده بود که اداره فرهنگ عمومی در جامعه متکثر، نیازمند شیوهای متفاوت و یک نظام تعاملی مناسب است و نمیتوان مسائل امروز را با همان روشهای چند دهه گذشته مدیریت کرد.
این سخن درباره شهرستانها نیز صادق است.
جامعه فریدونکنار یکدست نیست. نسلها، سلیقهها، دیدگاهها و سبکهای زندگی متفاوتی در آن حضور دارند. شورای فرهنگ عمومی نمیتواند تنها با حضور مدیران اداری و افراد همفکر، تصویر دقیقی از فرهنگ جامعه به دست آورد.
اگر اعضای جلسه همگی شبیه یکدیگر فکر کنند، احتمالاً بسیاری از واقعیتهای جامعه را نمیبینند.
جوان منتقد، بانوی فعال اجتماعی، هنرمند مستقل، خبرنگار پرسشگر، معلم، مشاور، روانشناس، جامعهشناس و حتی شهروندی که ارتباط محدودی با ساختارهای رسمی دارد، میتواند بخشی از واقعیت را به شورا نشان دهد که در گزارشهای اداری وجود ندارد.
مدیریت فرهنگی در جامعه متکثر، نیازمند شنیدن صدای کسانی است که الزاماً با همه سیاستهای رسمی موافق نیستند.
دعوت از افراد همسو آسان است. هنر یک مدیر فرهنگی آن است که منتقد را نیز دعوت کند، اجازه دهد سخنش را کامل بیان کند و بدون پیشداوری به پیشنهاد او گوش دهد.
شورایی که منتقدان در آن جایی ندارند، ممکن است جلساتی آرام و بدون تنش برگزار کند؛ اما آرامش جلسه لزوماً نشانه سلامت فرهنگی شهر نیست. گاهی نبود صدای مخالف، نه بهدلیل رضایت عمومی، بلکه نتیجه بستهبودن مسیر گفتوگوست.
رسانه محلی وظیفه ندارد تنها متن روابط عمومی ادارات و نهادها را بازنشر کند.
خبرنگار باید بپرسد:
نتیجه این جلسه چه شد؟
این مصوبه چه زمانی اجرا میشود؟
بودجه برنامه از کجا تأمین شده است؟
چرا یک طرح اجرا نشد؟
چه کسی مسئول تأخیر است؟
شورای فرهنگ عمومی چه خروجی قابل اندازهگیری داشته است؟
و چرا گزارش عملکرد آن منتشر نمیشود؟
اگر رسانه تنها برای ثبت تصویر، پوشش مراسم و بازنشر سخنرانیها پذیرفته شود، اما هنگام طرح پرسش انتقادی با بیاعتنایی مواجه شود، دیگر با یک رابطه حرفهای روبهرو نیستیم؛ بلکه رسانه به ابزار تبلیغاتی تبدیل شده است.
دفتر امام جمعه باید بیش از بسیاری از نهادهای دیگر از رسانه پرسشگر استقبال کند؛ زیرا نماز جمعه خود را تریبون مردم و مطالبهگر مسئولان معرفی میکند.
رسانه پرسشگر، رقیب امام جمعه نیست. خبرنگاری که کاستیها را با سند بیان میکند، میتواند چشم ناظر نهاد نماز جمعه باشد.
ممکن است خبرنگار نیز اشتباه کند یا گزارش ناقصی بنویسد. پاسخ به خطای رسانه، ارائه سند و توضیح دقیق است؛ نه حذف، تهدید، برچسبزنی یا قطع ارتباط.
نقدپذیری به معنای پذیرفتن همه گفتههای منتقد نیست.
ممکن است بخشی از یک انتقاد نادرست، اغراقآمیز یا ناشی از اطلاعات ناقص باشد. مسئول حق دارد پاسخ دهد، توضیح بدهد و از عملکرد خود دفاع کند.
اما پیش از رد نقد، باید آن را شنید.
باید میان انگیزه منتقد و محتوای انتقاد تفکیک قائل شد. حتی ممکن است فردی با ادبیاتی نامناسب، نکتهای درست را مطرح کند. مدیر هوشمند، بهجای تمرکز صرف بر لحن، اصل مسئله را بررسی میکند.
پاسخ مستند به نقد، اعتبار مسئول را افزایش میدهد. مردم وقتی هر دو سوی ماجرا را ببینند، خود قضاوت میکنند.
بدترین واکنش به نقد، سکوت طولانی همراه با ادامه همان رویه است؛ زیرا نه مسئله حل میشود و نه افکار عمومی پاسخ میگیرد.
برای ایجاد یک رابطه سالم با منتقدان، اقدامات پیچیدهای لازم نیست.
دفتر امام جمعه فریدونکنار میتواند نشست فصلی با خبرنگاران و فعالان فرهنگی برگزار کند؛ نشستی که صرفاً برای ارائه گزارش یکطرفه نباشد و خبرنگاران بتوانند آزادانه پرسش کنند.
بخشی با عنوان «پرسش و پاسخ» در کانال رسمی ایجاد شود و پرسشهای جدی مردم، بدون تحریف، همراه با پاسخ دفتر منتشر گردد.
طرحها و پیشنهادهای رسیده در سامانهای ثبت شوند و پیشنهاددهنده بتواند مراحل بررسی را پیگیری کند.
گزارش عملکرد سالانه دفتر امام جمعه و شورای فرهنگ عمومی منتشر شود.
مصوبات، دستگاه مسئول، زمان اجرا و میزان پیشرفت آنها در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
همچنین از چند منتقد مستقل دعوت شود تا در پایان هر سال، عملکرد فرهنگی شورا را ارزیابی کنند.
این اقدامات نشانه ضعف نیست؛ نشانه اطمینان یک نهاد به عملکرد خود و احترام آن به افکار عمومی است.
سامانه رسمی شورای فرهنگ عمومی کشور نیز بخشهایی برای انتشار مصوبات و گزارش عملکرد دارد. همین ساختار نشان میدهد که فعالیت شورا باید قابلیت ارائه، ارزیابی و پیگیری عمومی داشته باشد.
نماز جمعهای که فقط صدای تأییدکنندگان را بشنود، بهتدریج از بخش مهمی از جامعه فاصله میگیرد.
مردم ممکن است در ظاهر سکوت کنند، اما سکوت همیشه به معنای رضایت نیست. گاهی شهروندان زمانی سکوت میکنند که احساس کردهاند سخنشان شنیده نمیشود یا بیان نقد برایشان نتیجهای ندارد.
امام جمعه میتواند این فاصله را کاهش دهد؛ نه با دعوت مردم به سکوت، بلکه با گشودن مسیر گفتوگو.
پذیرش نقد، از شأن امام جمعه نمیکاهد. برعکس، مسئولی که با آرامش نقد میشنود، خطای احتمالی را میپذیرد، درباره اقداماتش سند ارائه میکند و در صورت لزوم روش خود را اصلاح میکند، در نگاه مردم محترمتر خواهد بود.
اما تبدیل هر نقد به دشمنی، تنها حلقه اطراف مسئول را محدودتر میکند تا جایی که او فقط سخنان کسانی را میشنود که از عملکردش تعریف میکنند.
در چنین شرایطی، ممکن است مدیر تصور کند همهچیز مطلوب است؛ در حالی که نارضایتی در بیرون از جلسات رسمی در حال افزایش است.
روز نماز جمعه فرصتی برای تعریف و تمجیدهای تکراری نیست؛ فرصتی برای بازنگری در نسبت این نهاد با مردم است.
مردم فریدونکنار حق دارند از امام جمعه و شورای فرهنگ عمومی بپرسند:
با نقدهای مطرحشده چه کردهاید؟
چند نشست واقعی با منتقدان برگزار شده است؟
چند پیشنهاد مکتوب بررسی و پاسخ داده شده است؟
آیا رسانهها فقط هنگام پوشش مراسم مورد احتراماند یا هنگام پرسشگری نیز شنیده میشوند؟
آیا منتقدان به جلسات تصمیمگیری دعوت میشوند؟
و آیا دفتر امام جمعه آماده است گزارشی شفاف از عملکرد خود ارائه دهد؟
منتقد دلسوز، دشمن نیست.
دشمن واقعی یک نهاد، فضای بستهای است که اجازه نمیدهد ضعفها پیش از تبدیلشدن به بحران دیده شوند.
نماز جمعهای که مسئولان را نقد میکند، باید از نقدشدن استقبال کند. شورایی که برای فرهنگ مردم تصمیم میگیرد، باید صدای طیفهای مختلف مردم را بشنود. امام جمعهای که از مدیران پاسخ میخواهد، باید خود نیز پاسخگویی را ارزش بداند.
پاسداشت واقعی پنجم مرداد، تنها در تجلیل از نماز جمعه نیست؛ در ساختن نماز جمعهای است که منتقد را حذف نکند، پرسش را تهدید نداند و از گفتوگوی صریح برای اصلاح عملکرد خود بهره بگیرد.
پرسش پایانی روشن است:
اگر تریبون نماز جمعه محل نقد مسئولان است، منتقدان عملکرد نهاد نماز جمعه باید پرسشهای خود را کجا و چگونه مطرح کنند تا شنیده شوند؟
دیدگاهتان را بنویسید