جوانان در قاب تصاویر؛ سهم نسل جدید از تصمیمگیریهای فرهنگی فریدونکنار چیست؟
روایت عاشورا در مسیر نجف تا کربلا با نمایش «در آغوش خورشید»
منتقد دلسوز، دشمن نیست؛ نقدپذیری حلقه مفقوده نماز جمعه
تریبون نماز جمعه؛ صدای مسائل واقعی فریدونکنار یا بازتاب موضوعات کلی؟
«مروارید سبز شالیزار، جهیزیهی دخترانِ مهتاب»
نماز جمعه در کنار مردم یا در حلقه مدیران؟
شورای فرهنگ عمومی فریدونکنار؛ جلسهای برای ثبت عکس یا قرارگاهی برای حل مسائل فرهنگی؟
درخشش «حاج حسین» در گستره ملی؛ از استقبال ویژه آستان قدس رضوی تا نهادهای کلان کشوری در نمایشگاه مجازی کتاب تهراندر بسیاری از مناسبتها از جوانان با تعابیری مانند «سرمایههای آینده»، «امیدهای کشور» و «نسل تمدنساز» یاد میشود؛ اما ارزش واقعی این سخنان زمانی مشخص میشود که ببینیم جوانان در تصمیمگیریهای فرهنگی و اجتماعی چه جایگاهی دارند.
آیا جوانان فقط مخاطب سخنرانیها، حاضران مراسم، مجریان برنامهها و سوژه تصاویرند یا در شناخت مشکلات، انتخاب اولویتها و طراحی برنامههای فرهنگی نیز نقش دارند؟
آیا از آنان خواسته میشود صرفاً در برنامههای از پیش طراحیشده حضور پیدا کنند یا اجازه دارند درباره اصل برنامهها، محتوا، شیوه اجرا و عملکرد مسئولان نظر بدهند؟
پنجم مرداد، روز نماز جمعه، فرصت مناسبی است تا از نهاد امامت جمعه و شورای فرهنگ عمومی فریدونکنار پرسیده شود:
سهم واقعی جوانان و نوجوانان این شهرستان از سیاستگذاری فرهنگی چیست؟
ممکن است نوجوانان و جوانان در نماز جمعه، مراسمهای مذهبی، راهپیماییها، اردوها، مسابقات، برنامههای مناسبتی یا مجموعههای فرهنگی حضور داشته باشند. این حضور میتواند ارزشمند باشد؛ اما حضور فیزیکی، بهتنهایی به معنای مشارکت نیست.
جوانی که برای اجرای برنامه، قرائت قرآن، مداحی، انتظامات، تصویربرداری یا تکمیل جمعیت مراسم دعوت میشود، الزاماً در تصمیمسازی فرهنگی سهم ندارد.
مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که جوان بتواند پیش از طراحی برنامه سخن بگوید؛ مسئله را از نگاه خود تعریف کند؛ راهکار پیشنهاد دهد؛ به تصمیم مدیران نقد وارد کند و در ارزیابی نتیجه نیز حضور داشته باشد.
کانال رسمی نهاد امامت جمعه فریدونکنار، گزارشهای متعددی از نماز جمعه، برنامههای مذهبی، تجمعها، سخنرانیها، دیدارها و فعالیتهای مناسبتی منتشر کرده است. در میان مطالب قابل مشاهده، حضور مردم و گاهی نقش جوانان در اجرای برنامهها دیده میشود؛ اما گزارش منظم و روشنی از تشکیل یک ساختار دائمی برای مشارکت جوانان در تصمیمگیریهای فرهنگی شهرستان به چشم نمیخورد. این مشاهده به معنای انکار قطعی همه فعالیتهای انجامشده نیست؛ ممکن است برنامههایی اجرا شده اما گزارش عمومی آنها منتشر نشده باشد. مسئله همین نبود گزارش شفاف و قابل ارزیابی است.
اگر شورای جوانان، حلقه گفتوگوی نوجوانان، اتاق فکر دانشآموزی یا کارگروه تخصصی نسل جدید در کنار نهاد امامت جمعه فعالیت دارد، ترکیب اعضا، تعداد جلسات، پیشنهادها و نتایج آن باید منتشر شود.
اگر چنین ساختاری وجود ندارد، باید پرسید چگونه درباره مسائل جوانان، بدون حضور مؤثر خود آنان تصمیم گرفته میشود؟
نسل جدید بیش از هر زمان دیگری در معرض تغییرات سریع اجتماعی، رسانهای و فناوری قرار دارد. دغدغههای او فقط به شرکت در مراسم یا شنیدن توصیههای اخلاقی محدود نیست.
اشتغال، ادامه تحصیل، ازدواج، مسکن، مهاجرت، تفریح، هویت، روابط خانوادگی، سلامت روان، فشارهای اقتصادی، آینده شغلی، فضای مجازی، شکاف نسلی، مشارکت اجتماعی و احساس دیدهشدن، بخشی از مسائل واقعی جوانان امروز است.
نمیتوان این مسائل را تنها در جلساتی بررسی کرد که بیشتر حاضران آن مدیران میانسال یا افراد دارای موقعیت رسمیاند.
مدیران ممکن است درباره جوانان نیت خیر داشته باشند؛ اما نیت خیر جای تجربه زیسته جوان را نمیگیرد.
جوان بیکار بهتر از هر گزارش اداری میداند جستوجوی کار در فریدونکنار چه دشواریهایی دارد.
دانشآموز نوجوان بهتر میداند چه فاصلهای میان برنامههای فرهنگی رسمی و علایق همنسلانش وجود دارد.
دختر جوان بهتر میتواند از محدودیتها، نیازها و نگرانیهایی سخن بگوید که شاید در جلسات رسمی دیده نشوند.
دانشجو بهتر میداند چرا بخشی از نسل او نسبت به نهادهای عمومی احساس فاصله میکند.
جوان فعال فرهنگی نیز بهتر میداند برای اجرای یک ایده مستقل با چه موانع اداری، مالی و ذهنی روبهرو میشود.
شورای فرهنگ عمومی شهرستان طبق آییننامه باید معضلات فرهنگی جامعه شهری و روستایی را بررسی کند، برای رفع آنها راهکار ارائه دهد و اجرای مصوبات را پیگیری کند. انجام درست این وظیفه بدون شنیدن گروههای اصلی جامعه، از جمله نوجوانان و جوانان، دشوار است.
دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور نیز بهتازگی بر این موضوع تأکید کرده است که ظرفیت نوجوانان باید محور برنامههای فرهنگی قرار گیرد و تقویت امید، انسجام و اعتماد اجتماعی، بهویژه در میان نسل جوان، از وظایف مهم سیاستگذاری فرهنگی است.
اکنون باید پرسید این نگاه در فریدونکنار چگونه اجرا شده است؟
یکی از اشتباهات رایج در نگاه رسمی این است که جوانان بیشتر بهعنوان «گروه در معرض آسیب» دیده میشوند.
درباره اعتیاد، فضای مجازی، پوشش، روابط اجتماعی، کاهش مشارکت مذهبی، خشونت، بیکاری و مهاجرت آنان سخن گفته میشود؛ اما کمتر از جوان بهعنوان صاحب فکر، طراح برنامه و شریک حل مسئله یاد میشود.
این نگاه، جوان را از یک کنشگر اجتماعی به موضوعی برای هدایت و کنترل تبدیل میکند.
البته نوجوان و جوان به آموزش، حمایت و راهنمایی نیاز دارد؛ اما همزمان صاحب تجربه، خلاقیت، انرژی و قدرت تحلیل است. بسیاری از راهحلهای مسائل نسل جدید باید با مشارکت خود آنان طراحی شود.
اگر دغدغه، کاهش حضور برخی جوانان در نماز جمعه است، نخست باید از خود آنان پرسید چرا حضور نمییابند.
آیا زمان و شکل برنامه برایشان جذاب نیست؟
آیا احساس میکنند مسائل واقعی آنان در خطبهها مطرح نمیشود؟
آیا زبان ارتباطی تریبون با زبان نسل جدید فاصله دارد؟
آیا پرسشهایشان بدون پاسخ مانده است؟
آیا از قضاوتشدن یا برچسبخوردن نگراناند؟
آیا احساس میکنند حضورشان صرفاً برای افزایش جمعیت مطلوب است، نه برای شنیدهشدن؟
پاسخ این پرسشها را نمیتوان در یک جلسه اداری و بدون حضور جوانان پیدا کرد.
دعوت از چند جوان فعال، انقلابی، مذهبی، ورزشکار یا عضو تشکلهای رسمی اقدامی مثبت است؛ اما این افراد بهتنهایی نماینده تمام جوانان شهرستان نیستند.
جوانان فریدونکنار یک گروه یکدست نیستند.
برخی مذهبی و فعال مسجدند؛ برخی ارتباط کمتری با برنامههای رسمی دارند.
برخی دانشجو یا دانشآموزند؛ برخی کارگر، کشاورز، فروشنده یا جویای کار.
برخی از عملکرد مسئولان رضایت دارند؛ برخی منتقدند.
برخی در تشکلها حضور دارند؛ بسیاری عضو هیچ تشکلی نیستند.
برخی مایلاند نظرشان را در جلسه رسمی بیان کنند؛ برخی بهدلیل تجربههای قبلی یا ترس از قضاوت سکوت میکنند.
اگر نهادهای فرهنگی فقط جوانانی را دعوت کنند که دیدگاههای رسمی را تکرار میکنند، تصویری ناقص و غیرواقعی از نسل جدید به دست میآورند.
ارزش یک نشست جوانان به تعداد حاضران، تصاویر منتشرشده یا سخنان تأییدآمیز آنان نیست. ارزش جلسه زمانی مشخص میشود که جوان بتواند بدون نگرانی بگوید کدام برنامه فرهنگی بیاثر بوده، کدام شیوه ارتباطی جذاب نیست و کدام عملکرد مسئولان اعتماد او را کاهش داده است.
مدیری که فقط جوانان همسو را میشنود، شاید جلسهای آرام داشته باشد؛ اما از بخش مهمی از واقعیت اجتماعی بیخبر میماند.
در کنار جوانان، نوجوانان نیز معمولاً کمتر از آنچه شایسته است دیده میشوند.
برای نوجوانان برنامه برگزار میشود، اما کمتر از آنان درباره کیفیت برنامه پرسیده میشود.
برای آنان کلاس، اردو، مسابقه و مراسم طراحی میشود، اما خودشان در طراحی آن نقشی ندارند.
درباره آسیبهای فضای مجازی هشدار داده میشود، اما کمتر از نوجوان پرسیده میشود چرا فضای مجازی برای او جذابتر از بسیاری از محیطهای رسمی فرهنگی است.
از کاهش کتابخوانی، ضعف ارتباط خانوادگی یا فاصله از مسجد سخن گفته میشود؛ اما صدای نوجوان هنگام تعریف مسئله کمتر شنیده میشود.
نوجوان امروز تنها مصرفکننده محتوا نیست. او تولیدکننده تصویر، ویدئو، موسیقی، متن و روایت است. با جهان گستردهای از رسانهها ارتباط دارد و مقایسه میکند.
اگر برنامههای رسمی نتوانند با زبان، نیاز و خلاقیت او ارتباط برقرار کنند، صرف تکرار توصیههای گذشته نتیجه متفاوتی ایجاد نخواهد کرد.
شورای فرهنگ عمومی فریدونکنار میتواند «مجلس نوجوانان شهرستان» را تشکیل دهد؛ نهادی مشورتی با حضور دانشآموزانی از مدارس، محلات و دیدگاههای مختلف.
این مجلس نباید نمایشی یا تشریفاتی باشد. اعضای آن باید بتوانند مسئله مطرح کنند، پیشنهاد بدهند، با مسئولان گفتوگو کنند و پاسخ رسمی دریافت نمایند.
تریبون نماز جمعه ظرفیت بزرگی برای ارتباط با نسل جدید دارد؛ اما این ارتباط زمانی برقرار میشود که جوان احساس کند خطیب جمعه جهان او را میشناسد.
صرف دعوت جوانان به نماز جمعه کافی نیست. محتوای خطبهها نیز باید بخشی از دغدغههای واقعی آنان را بازتاب دهد.
جوان بیکار باید بشنود برای مسئله اشتغال چه مطالبه مشخصی از مسئولان مطرح شده است.
زوج جوان باید بداند برای مسکن، تسهیلات ازدواج و هزینههای آغاز زندگی چه پیگیریای صورت گرفته است.
دانشآموز و دانشجو باید احساس کند پرسشها و نگرانیهای فکری او جدی گرفته میشوند.
جوان فعال فرهنگی باید بداند برای حمایت از ایدهها و فعالیتهای مستقل چه برنامهای وجود دارد.
جوان منتقد نیز باید اطمینان داشته باشد که نماز جمعه او را صرفاً بهدلیل تفاوت دیدگاه کنار نمیگذارد.
تریبونی که فقط برای جوانان سخن بگوید اما هیچگاه از آنان نپرسد چه میخواهند، ارتباطی یکطرفه ایجاد میکند.
دفتر امام جمعه میتواند پیش از برخی خطبهها، جلسات گفتوگوی آزاد با جوانان برگزار کند. پرسشها و دغدغههای پرتکرار جمعآوری و بخشی از آنها در خطبه مطرح شود. پس از آن نیز نتیجه پیگیریها اعلام گردد.
این اقدام، خطبه را به زندگی واقعی نسل جدید نزدیک میکند.
گاهی موفقیت یک برنامه جوانان با تعداد حاضران، میزان استقبال یا تصاویر جمعیت سنجیده میشود. این شاخصها میتوانند بخشی از ارزیابی باشند، اما مهمترین شاخص نیستند.
پرسش اصلی این است که آیا جوانان به نهادهای فرهنگی اعتماد دارند؟
آیا احساس میکنند میتوانند بدون هزینه اجتماعی، پرسش یا انتقاد خود را مطرح کنند؟
آیا مسئولان پس از شنیدن نقد، رفتارشان را تغییر میدهند؟
آیا وعدههای دادهشده پیگیری میشوند؟
آیا فرصتها فقط در اختیار حلقهای محدود از افراد آشنا و همسو قرار میگیرند یا همه جوانان امکان مشارکت دارند؟
اعتماد با سخنرانی درباره ضرورت امید ایجاد نمیشود. اعتماد زمانی شکل میگیرد که جوان نتیجه مشارکت خود را ببیند.
اگر در جلسهای درباره کمبود فضای فرهنگی، نبود تفریح سالم یا مشکلات اشتغال سخن میگوید، باید مدتی بعد گزارشی از نتیجه دریافت کند.
وقتی جلسات بدون پاسخ و پیگیری تمام شوند، جوان به این نتیجه میرسد که حضور او بیشتر جنبه تزئینی داشته است.
تقویت امید اجتماعی نیز تنها با درخواست از جوانان برای امیدواربودن ممکن نیست. مسئولان باید دلایل واقعی امید را ایجاد کنند: شنیدن، پاسخگویی، فرصت برابر، حمایت از ایدهها و مشاهده نتیجه.
سیاستگذاری درباره جوانان بدون حضور مؤثر دختران و زنان جوان ناقص است.
بخشی از مسائل آنان با مسائل عمومی جوانان مشترک است، اما برخی نیازها و تجربهها اختصاصیاند.
فرصتهای شغلی، امنیت اجتماعی، امکان فعالیت فرهنگی و ورزشی، دسترسی به فضاهای عمومی، فشارهای خانوادگی، ازدواج، تحصیل، سلامت روان و نحوه حضور در تصمیمگیریها، باید از زبان خود آنان شنیده شود.
دعوت از چند بانوی مسئول یا عضو تشکل رسمی نمیتواند جای گفتوگو با طیف متنوع دختران جوان را بگیرد.
دختر دانشآموز، دانشجو، شاغل، جویای کار، ورزشکار، هنرمند، فعال اجتماعی و حتی دختری که هیچ ارتباطی با نهادهای رسمی ندارد، هرکدام بخشی از واقعیت شهرستان را نمایندگی میکنند.
شورای فرهنگ عمومی باید فضایی امن برای بیان دیدگاههای آنان فراهم کند؛ فضایی که در آن پرسشهای متفاوت به بیاعتقادی، بیاحترامی یا مخالفت تعبیر نشود.
تجلیل از جوانان موفق، قهرمانان ورزشی، نخبگان علمی، حافظان قرآن و فعالان فرهنگی اقدامی ارزشمند است؛ اما حمایت از جوان نباید به اهدای لوح و ثبت تصویر محدود بماند.
جوانان بسیاری ایده دارند، اما برای تبدیل آن به برنامه با کمبود فضا، مجوز، بودجه، تجهیزات و حمایت مدیریتی روبهرو میشوند.
دفتر امام جمعه و شورای فرهنگ عمومی میتوانند بهجای برگزاری صرف مراسم تقدیر، بخشی از ظرفیت خود را به حمایت از طرحهای جوانان اختصاص دهند.
برای نمونه، هر سال فراخوانی عمومی منتشر شود و جوانان طرحهای خود را در حوزههایی مانند:
کاهش آسیبهای اجتماعی؛
نشاط شهری؛
کتاب و مطالعه؛
هنر و رسانه؛
محیطزیست؛
گردشگری؛
کشاورزی نوین؛
فرهنگ شهروندی؛
فضای مجازی؛
و ارتباط نسلها
ارائه کنند.
طرحها باید بهصورت شفاف داوری شوند. معیارها، اعضای داوری، نتایج و دلایل انتخاب یا رد پیشنهادها منتشر شود. سپس چند طرح برگزیده با حمایت دستگاههای مرتبط اجرا و نتیجه آنها ارزیابی گردد.
چنین روشی، جوان را از مخاطب برنامه به طراح و مجری آن تبدیل میکند.
دفتر امام جمعه فریدونکنار میتواند «مجمع گفتوگوی جوانان» را با ساختاری روشن تشکیل دهد.
این مجمع باید ویژگیهایی مشخص داشته باشد:
اعضای آن فقط از میان افراد معرفیشده توسط ادارات و تشکلهای رسمی انتخاب نشوند؛
ترکیب آن شامل دختران و پسران، دانشآموزان، دانشجویان، شاغلان، بیکاران، ورزشکاران، هنرمندان، فعالان اجتماعی و جوانان محلات مختلف باشد؛
بخشی از اعضا از طریق فراخوان عمومی و قرعه یا رأی جوانان انتخاب شوند؛
جلسات آن منظم و دارای دستورکار مشخص باشد؛
امام جمعه یا نماینده رسمی او در جلسات حضور یابد؛
صورتجلسات، پیشنهادها و پاسخ مسئولان منتشر شود؛
و نتیجه مصوبات در جلسات بعدی مورد پیگیری قرار گیرد.
همچنین یک یا دو کرسی مشورتی برای نمایندگان این مجمع در جلسات مرتبط شورای فرهنگ عمومی در نظر گرفته شود.
ممکن است براساس ساختار رسمی شورا، همه آنان عضو حقوقی نباشند؛ اما میتوانند بهعنوان میهمان، کارشناس یا نماینده گروههای اجتماعی در بررسی موضوعات مربوط به جوانان حضور پیدا کنند.
کانال رسمی دفتر امام جمعه میتواند بخشی ثابت با عنوان «صدای نسل جدید» ایجاد کند.
در این بخش، نهفقط تصاویر جوانان حاضر در برنامهها، بلکه دیدگاهها، پیشنهادها، انتقادها و نتایج پیگیری مطالبات آنان منتشر شود.
برای مثال:
این ماه جوانان چه مسئلهای را مطرح کردند؟
چه پیشنهادی ارائه شد؟
کدام دستگاه مسئول پیگیری است؟
چه پاسخی داده شد؟
و نتیجه نهایی چه بود؟
همچنین میتوان گفتوگوهایی با جوانانی منتشر کرد که دیدگاههای متفاوتی دارند؛ نه فقط افرادی که سخنان رسمی را تأیید میکنند.
رسانهای که جوان را تنها در قاب جمعیت یا اجرای مراسم نشان دهد، بخش اصلی هویت او را نادیده میگیرد. جوان پیش از آنکه نیروی اجرایی یک مراسم باشد، شهروندی صاحب حق، فکر و پرسش است.
پنجم مرداد باید فرصتی باشد تا نهاد امامت جمعه فریدونکنار گزارشی روشن درباره جوانان ارائه کند:
در یک سال گذشته چند نشست مستقیم و آزاد با جوانان برگزار شده است؟
ترکیب شرکتکنندگان چگونه بوده است؟
چند پیشنهاد جوانان ثبت شده است؟
چند پیشنهاد به مصوبه یا برنامه اجرایی تبدیل شده است؟
چه تعداد از جوانان در طراحی برنامههای فرهنگی نقش داشتهاند؟
برای جوانان بیکار، هنرمندان جوان، دختران، دانشجویان، دانشآموزان و جوانان محلات چه برنامهای اجرا شده است؟
آیا منتقدان جوان نیز فرصت گفتوگوی مستقیم داشتهاند؟
نتایج این گفتوگوها کجا منتشر شده است؟
و برنامه یکساله آینده چیست؟
پاسخ به این پرسشها نباید به عباراتی مانند «جوانان مورد توجه ما هستند» یا «برنامههای متعددی برگزار شده است» محدود شود.
توجه واقعی باید در ساختار، بودجه، تصمیمها و نتایج دیده شود.
جوانان فریدونکنار برای دیدهشدن به دعوتنامههای بیشتر نیاز ندارند؛ آنان به حق مشارکت نیاز دارند.
نباید فقط از آنان خواست در نماز جمعه، مراسمها و برنامههای رسمی حضور داشته باشند. نهاد نماز جمعه نیز باید در جهان جوانان حضور پیدا کند، زبان آنان را بشنود و نگرانیهایشان را جدی بگیرد.
نسلی که احساس کند فقط هنگام تکمیل جمعیت، اجرای برنامه یا ثبت تصاویر مورد توجه قرار میگیرد، بهتدریج از نهادهای رسمی فاصله خواهد گرفت.
اما جوانی که ببیند نظرش در یک تصمیم اثر گذاشته، پیشنهادش بررسی شده، نقدش پاسخ گرفته و نتیجه مشارکتش به شهر بازگشته است، خود به حامی آن نهاد تبدیل میشود.
امروز پرسش اصلی این نیست که چند جوان در تصاویر نماز جمعه یا برنامههای فرهنگی دیده میشوند.
پرسش واقعی این است:
چند جوان در اتاق تصمیمگیری حضور دارند؟
چند نفر میتوانند بدون ترس از برچسبخوردن، نظر متفاوت خود را بیان کنند؟
چند پیشنهاد جوانان به برنامه اجرایی تبدیل شده است؟
و کدام تصمیم فرهنگی شهرستان با مشارکت واقعی نسل جدید اتخاذ شده است؟
اگر پاسخی روشن برای این پرسشها وجود دارد، باید به مردم ارائه شود. اگر چنین مشارکتی هنوز شکل نگرفته است، پنجم مرداد میتواند نقطه آغاز یک تغییر مهم باشد.
نماز جمعهای که میخواهد برای نسل آینده ماندگار بماند، نباید جوان را تنها به حضور در صفها دعوت کند؛ باید برای او در صف تصمیمگیری نیز جایگاهی واقعی ایجاد کند.
جوانان فقط آینده فریدونکنار نیستند؛ آنان بخشی از امروز این شهرستاناند.
و درباره امروز، نمیتوان بدون حضور صاحبان آن تصمیم گرفت.
دیدگاهتان را بنویسید