منتقد دلسوز، دشمن نیست؛ نقدپذیری حلقه مفقوده نماز جمعه
تریبون نماز جمعه؛ صدای مسائل واقعی فریدونکنار یا بازتاب موضوعات کلی؟
«مروارید سبز شالیزار، جهیزیهی دخترانِ مهتاب»
نماز جمعه در کنار مردم یا در حلقه مدیران؟
شورای فرهنگ عمومی فریدونکنار؛ جلسهای برای ثبت عکس یا قرارگاهی برای حل مسائل فرهنگی؟
درخشش «حاج حسین» در گستره ملی؛ از استقبال ویژه آستان قدس رضوی تا نهادهای کلان کشوری در نمایشگاه مجازی کتاب تهران
از قاب دیدارها تا میز پاسخگویی؛ مردم از نماز جمعه «گزارش نتیجه» میخواهند
بحران در دل وفور نعمتنماز جمعه زمانی در ذهن و زندگی مردم ماندگار میشود که میان خطبههای آن و واقعیت کوچه، بازار، مزرعه، ساحل و خانههای مردم ارتباطی روشن وجود داشته باشد.
تریبون نماز جمعه باید از یکسو درباره مسائل کلان دینی، سیاسی و ملی سخن بگوید و از سوی دیگر، صدای مشکلاتی باشد که مردم همان شهر هر روز با آنها زندگی میکنند؛ مشکلاتی که شاید در رسانههای ملی دیده نشوند، اما زندگی هزاران شهروند را تحت تأثیر قرار میدهند.
پنجم مرداد، روز نماز جمعه، فرصتی مناسب برای طرح یک پرسش اساسی است:
تریبون نماز جمعه فریدونکنار تا چه اندازه به مسائل واقعی، روزمره و اولویتدار این شهرستان پرداخته و این مطالبهگریها تا چه میزان به نتیجه رسیده است؟
این پرسش به معنای انکار همه مواضع و مطالبهگریهای انجامشده نیست. در خروجی عمومی دفتر امام جمعه نمونههایی از پرداختن به مشکلات شهرستان دیده میشود؛ از تأکید بر تکمیل پروژه طولانیشده جاده امام رضا(ع) گرفته تا درخواست خرید تضمینی برنج برای کاهش نقش دلالان و حمایت از کشاورزان. در گزارشی دیگر نیز بر بهرهگیری از ظرفیت بندر و تحقق اقتصاد دریامحور تأکید شده است.
این نمونهها نشان میدهد مسائل بومی بهطور کامل از نگاه تریبون نماز جمعه دور نماندهاند. اما پرسش اصلی درباره «وجود چند موضعگیری» نیست؛ مسئله، میزان استمرار، اولویتبندی، پیگیری و اثرگذاری این مواضع است.
آیا مشکلات شهرستان تنها در مقاطع خاص و در قالب یک مصاحبه یا چند دقیقه از یک خطبه مطرح میشوند، یا برای هر مسئله یک مسیر مطالبهگری مستمر تعریف شده است؟
آیا پس از مطرحشدن یک مشکل، نتیجه پیگیری نیز از همان تریبون به مردم اعلام میشود؟
آیا مردم میدانند کدام مطالبه به نتیجه رسیده، کدامیک متوقف مانده و مسئول تأخیر در اجرای آن چه دستگاهی است؟
کارکرد تریبون نماز جمعه تنها بیان مشکلات نیست. بسیاری از مردم خود بهتر از هر مسئولی مشکلات را میشناسند؛ زیرا هر روز با آثار آنها زندگی میکنند.
کشاورز میداند هزینه تولید برنج چقدر افزایش یافته است.
کاسب میداند قطعی برق چه زیانی به تجهیزات و درآمد او وارد میکند.
راننده میداند یک جاده نیمهتمام یا مسیر ناایمن چه خطری دارد.
جوان بیکار میداند فاصله وعده اشتغال تا واقعیت بازار کار چقدر است.
خانوادهای که با یک آسیب اجتماعی روبهروست، میداند نبود حمایت تخصصی چه معنایی دارد.
هنر امام جمعه و اثرگذاری تریبون نماز جمعه زمانی آشکار میشود که این مشکلات پراکنده به مطالبهای منسجم تبدیل شوند، مسئول مربوط مجبور به پاسخگویی شود و پیگیری تا رسیدن به نتیجه ادامه پیدا کند.
طرح مسئله، نقطه آغاز است؛ نه پایان مسئولیت.
برای مثال، هنگامی که امام جمعه درباره نیمهتمامماندن پروژه جاده امام رضا(ع) سخن میگوید، مردم انتظار دارند در هفتهها و ماههای بعد بدانند چه نامهای ارسال شده، با کدام مدیر استانی یا ملی گفتوگو شده، چه اعتباری موردنیاز است، چه وعدهای داده شده و زمان احتمالی تکمیل پروژه چه زمانی خواهد بود.
اگر پس از مدتی هیچ گزارشی منتشر نشود، مطالبه مطرحشده در ذهن مردم به یک خبر مقطعی تبدیل میشود؛ حتی اگر پیگیریهایی پشت درهای بسته انجام شده باشد.
پیگیری پنهان برای حل مسئله ممکن است مفید باشد، اما برای ساخت اعتماد عمومی کافی نیست. مردم باید ببینند تریبونی که از جانب آنان سخن گفته، نتیجه سخن خود را نیز دنبال کرده است.
خاموشیهای مکرر و بیبرنامه برق یکی از مشکلات ملموس مردم فریدونکنار در تابستان ۱۴۰۴ بود. گزارشهای محلی از سردرگمی شهروندان، خسارت به تجهیزات و کسبوکارها و افزایش نارضایتی عمومی حکایت داشت. در مرداد ۱۴۰۴ نیز گروهی از شهروندان در اعتراض به قطعیهای پیدرپی مقابل اداره برق تجمع کردند.
امام جمعه فریدونکنار نیز نسبت به خاموشیهای بیبرنامه موضع انتقادی گرفت. این موضع میتواند نمونهای مثبت از بازتاب صدای مردم در تریبون رسمی تلقی شود.
اما مطالبه عمومی نباید در همان انتقاد اولیه متوقف بماند.
پس از اعتراض مردم و موضعگیری امام جمعه، اداره برق چه پاسخی ارائه کرد؟
آیا برنامه خاموشیها منظمتر شد؟
آیا خسارت کسبوکارها و تجهیزات مردم بررسی شد؟
آیا برای تأمین برق شالیکوبیها، واحدهای تولیدی، کشاورزان و مراکز حساس تدبیری در نظر گرفته شد؟
چه ضعف مدیریتی یا زیرساختی موجب شدتگرفتن مشکل شده بود؟
برای جلوگیری از تکرار آن چه برنامهای تدوین شد؟
تریبون نماز جمعه میتوانست چند هفته پس از طرح اعتراض، گزارشی کوتاه از نتیجه مذاکرات و اقدامات ارائه کند. حتی اگر مشکل بهطور کامل در اختیار مدیران شهرستان نبود، اعلام شفاف اقدامات انجامشده نشان میداد که صدای مردم تنها برای یک هفته شنیده نشده است.
مردم تفاوت میان «حلنشدن یک مشکل باوجود پیگیری جدی» و «فراموششدن یک مطالبه پس از فروکشکردن اعتراضها» را بهخوبی درک میکنند.
حمایت از کشاورزان و اعتراض به نقش دلالان در بازار برنج، موضوع مهمی است که در کانال رسمی دفتر امام جمعه نیز بازتاب یافته است. درخواست خرید تضمینی برنج میتواند مطالبهای جدی در دفاع از تولیدکننده باشد.
اما مشکل کشاورزان فریدونکنار تنها در چند هفته فصل برداشت خلاصه نمیشود.
هزینه نهادهها، آب کشاورزی، برق چاهها، دستمزد کارگر، بیمه، واردات برنج، قیمتگذاری، فعالیت واسطهها، نحوه فروش محصول، تغییر کاربری اراضی و آینده نسل جوان کشاورز، حلقههای بههمپیوسته یک مسئله بزرگاند.
تریبون نماز جمعه میتواند این مسائل را از حالت واکنشی و فصلی خارج کند. بهجای آنکه تنها هنگام کاهش قیمت برنج یا اعتراض کشاورزان موضعگیری شود، یک برنامه مطالبهگری سالانه تعریف شود:
پیش از فصل کشت، مشکلات نهاده و آب مطرح شود؛
در فصل داشت، وضعیت حمایتهای فنی و بیمهای بررسی شود؛
پیش از برداشت، موضوع قیمت و بازار در دستور کار قرار گیرد؛
و پس از فروش محصول، نتیجه سیاستها ارزیابی شود.
امام جمعه میتواند از مدیران جهاد کشاورزی، تعاون روستایی، بانکها، دستگاههای نظارتی و نمایندگان کشاورزان بخواهد در برابر مردم گزارش دهند. در خطبههای بعدی نیز اعلام شود هر دستگاه به کدام تعهد عمل کرده و چه کسی از انجام مسئولیت خود بازمانده است.
این همان نقطهای است که خطبه را از بیان همدردی به ابزار واقعی مطالبهگری تبدیل میکند.
یکی از پرسشهای مهم این است که موضوعات محلی خطبهها بر چه اساسی انتخاب میشوند.
آیا نظام مشخصی برای دریافت مسائل مردم وجود دارد؟
آیا دفتر امام جمعه هر هفته گزارش رسانههای محلی، درخواستهای مردمی، مشکلات محلات و اعتراضهای صنفی را بررسی میکند؟
آیا پیش از تدوین خطبهها با کارشناسان، فعالان اجتماعی، خبرنگاران و گروههای درگیر با مسئله گفتوگو میشود؟
یا انتخاب موضوع بیشتر بر مبنای مناسبتها، اخبار سراسری و توصیههای عمومی صورت میگیرد؟
خطبه نماز جمعه نمیتواند از مسائل ملی و بینالمللی جدا باشد؛ اما همانگونه که رسانه ملی درباره تحولات کشور و جهان سخن میگوید، تریبون شهر نیز باید بخشی جدی از وقت خود را به همان شهر اختصاص دهد.
مردم فریدونکنار باید در خطبهها نام مسائل خود را بشنوند؛ نه فقط در حد اشارهای گذرا، بلکه همراه با مطالبه روشن، مسئول مشخص و مسیر پیگیری.
در مطالب عمومی کانال، موضوعاتی چون نحوه تعامل و مطالبه از دولت، مسائل سیاسی کشور، برنامههای مذهبی و مناسبتی، دیدار با مدیران و گزارش برنامههای رسمی دیده میشود. در کنار این موضوعات، نمونههایی از مسائل محلی نیز منتشر شده است.
نقد اصلی این نیست که چرا درباره مسائل ملی، دینی یا سیاسی سخن گفته میشود. این موضوعات بخشی از ماهیت نماز جمعهاند. پرسش این است که آیا میان مسائل کلان و نیازهای فوری شهرستان توازن مناسبی برقرار شده است؟
آیا مشکل یک کشاورز، کارگر، دانشآموز، بانوی سرپرست خانوار یا جوان بیکار به اندازه یک موضوع سیاسی عمومی فرصت حضور در تریبون را پیدا میکند؟
امام جمعه فریدونکنار در مرداد ۱۴۰۴ نماز جمعه را نهادی مؤثر در فرهنگسازی معرفی کرد و گفت در برابر رفتارهایی که آنها را ناسازگار با ارزشهای دینی و قانونی میداند، سکوت نخواهد کرد.
موضعگیری درباره هنجارهای اخلاقی و دینی، از نگاه نهاد امامت جمعه بخشی از وظایف این جایگاه است؛ اما فرهنگسازی نباید تنها به تذکر، نهی، هشدار و مقابله محدود شود.
فرهنگ عمومی فقط نوع پوشش یا رفتارهای ظاهری نیست.
فرهنگ پاسخگویی مدیران نیز بخشی از فرهنگ عمومی است.
فرهنگ رعایت حقوق شهروندی، احترام به قانون، پاکیزگی شهر، رانندگی مسئولانه، حمایت از تولیدکننده، صداقت اداری، جلوگیری از تبعیض، تکریم اربابرجوع و شنیدن صدای منتقد نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
اگر تریبون نماز جمعه در برابر یک رفتار اجتماعی نامناسب حساس است، باید در برابر بینظمی اداری، وعدههای اجرانشده، اتلاف بیتالمال، بیاحترامی به مردم و ترک فعل مدیران نیز حساسیت مشابهی نشان دهد.
مردم انتظار دارند معیار امر به معروف و نهی از منکر، هم شهروند عادی را دربرگیرد و هم مسئولی را که وظیفه قانونی خود را انجام نداده است.
تذکر به مردم آسانتر از بازخواست مدیران است؛ اما اعتبار یک تریبون عمومی زمانی افزایش مییابد که قدرت و مسئولیت را بیش از شهروند بیقدرت مورد پرسش قرار دهد.
یکی از راههای افزایش اثرگذاری نماز جمعه، ایجاد بخش ثابتی با عنوان «گزارش مطالبه هفته» است.
در این بخش، امام جمعه میتواند هر هفته در چند دقیقه کوتاه اعلام کند:
در هفته گذشته چه مطالبهای مطرح شد؟
کدام مسئول پاسخ داد؟
چه اقدامی انجام شد؟
چه وعدهای هنوز اجرا نشده است؟
گام بعدی دفتر امام جمعه چیست؟
چنین گزارشی نیازمند سخنرانی طولانی نیست، اما پیام مهمی دارد: هیچ مطالبهای پس از پایان نماز جمعه فراموش نمیشود.
همچنین دفتر امام جمعه میتواند فهرستی عمومی از مهمترین مسائل شهرستان تهیه کند؛ برای مثال:
وضعیت جادهها و پروژههای نیمهتمام؛
مشکلات کشاورزان و بازار برنج؛
خاموشی و ضعف زیرساخت برق؛
ظرفیت و مشکلات بندر؛
اشتغال جوانان؛
وضعیت سواحل و گردشگری؛
خدمات شهری و محلات؛
آسیبهای اجتماعی و حمایت از خانوادهها؛
فرهنگ، هنر، رسانه و نشاط اجتماعی.
برای هر موضوع نیز یک مسئول پیگیری، دستگاه پاسخگو، مهلت زمانی و وضعیت اجرا مشخص شود.
در آن صورت مردم خواهند دید که تریبون نماز جمعه نهفقط درباره مشکلات سخن میگوید، بلکه آنها را به پروندههایی زنده و قابل پیگیری تبدیل میکند.
ارتباط خطبه با مسائل شهر، بدون شنیدن صدای مردم امکانپذیر نیست.
دفتر امام جمعه میتواند پیش از هر نماز جمعه، راهی برای دریافت مسائل و پیشنهادهای شهروندان فراهم کند. موضوعات پرتکرار دستهبندی شوند و بخشی از آنها در خطبه یا نشستهای تخصصی پاسخ داده شوند.
رسانههای محلی نیز باید بتوانند پس از خطبه، درباره ادعاها، وعدهها و نتایج پیگیریها پرسش کنند.
اگر از یک مدیر انتقاد شده است، مردم باید بدانند پاسخ آن مدیر چه بوده است.
اگر وعدهای داده شده، زمان تحقق آن باید اعلام شود.
اگر مطالبهای به نتیجه نرسیده، دلیل آن باید توضیح داده شود.
تریبون یکطرفه، مردم را شنونده نگه میدارد؛ اما تریبون پاسخگو، آنان را به مشارکتکننده تبدیل میکند.
روز نماز جمعه تنها روز بزرگداشت یک نهاد نیست؛ روز ارزیابی نسبت آن نهاد با مردم نیز هست.
ممکن است خطبهای از نظر بیان، ادبیات و محتوای دینی ارزشمند باشد، اما مردم در نهایت میپرسند این تریبون چه تأثیری بر زندگی شهر داشته است.
آیا مدیری پس از تذکر امام جمعه پاسخگوتر شده است؟
آیا پروژهای با پیگیری او سرعت گرفته است؟
آیا حقی از مردم بازگردانده شده است؟
آیا مسئلهای که رسانههای محلی بارها مطرح کردهاند، از تریبون نماز جمعه به مطالبهای جدی تبدیل شده است؟
آیا کشاورزان، کارگران، جوانان و خانوادههای کمبرخوردار احساس میکنند کسی از جانب آنان سخن میگوید؟
تریبون نماز جمعه زمانی قدرتمند است که مسئولان از مطرحشدن ضعف عملکرد خود در آن احساس نگرانی کنند و مردم از شنیدهشدن صدای خود احساس امید.
اما اگر خطبهها به موضوعات کلی، تکراری و بدون پیگیری محدود شوند، بهتدریج فاصله میان تریبون و زندگی واقعی مردم افزایش مییابد.
فریدونکنار با مسائل مشخصی روبهروست؛ از کشاورزی و برنج تا بندر و دریا، از زیرساخت برق و راه تا اشتغال و آسیبهای اجتماعی. این مسائل باید سهمی مستمر، هدفمند و قابل ارزیابی در خطبهها داشته باشند.
پنجم مرداد فرصت مناسبی است تا دفتر امام جمعه گزارشی روشن ارائه دهد:
در یک سال گذشته چند مسئله اختصاصی فریدونکنار از تریبون نماز جمعه مطرح شده است؟
برای چند مورد مکاتبه یا جلسه پیگیری انجام شده است؟
چند مسئول برای پاسخگویی دعوت شدهاند؟
کدام مطالبات به نتیجه رسیدهاند؟
کدام مسائل همچنان بلاتکلیف ماندهاند؟
و برنامه سال آینده برای پیگیری آنها چیست؟
مردم از امام جمعه انتظار ندارند شخصاً همه مشکلات اجرایی را حل کند. مسئولیت اداره برق، جاده، بندر، کشاورزی و خدمات شهری بر عهده دستگاههای اجرایی است.
اما مردم حق دارند انتظار داشته باشند امام جمعه صدای آنان را بشنود، مسئولان را مورد سؤال قرار دهد، مطالبات را تا رسیدن به پاسخ دنبال کند و نتیجه را صادقانه گزارش دهد.
امروز پرسش اصلی مردم این است:
تریبون نماز جمعه فریدونکنار، در کنار بیان موضوعات کلی و ملی، چه میزان از وقت، اعتبار و ظرفیت خود را صرف حل مسائل واقعی این شهرستان کرده است؟
پاسخ این پرسش را نباید تنها در تعداد خطبهها، تصاویر مراسمها یا حجم سخنرانیها جستوجو کرد.
پاسخ واقعی در تعداد مشکلاتی است که شنیده، پیگیری و حل شدهاند؛ در مدیرانی است که پاسخگو شدهاند و در مردمی است که احساس میکنند نماز جمعه، واقعاً تریبون آنان است.
hUvFANLPolfqlgHzjJsRMDCZ